من و کوله پشتی برای ۹۳

بی مقدمه بگویم که امیر مهرانی عزیز یک بازی وبلاگی شروع کرده که بدم نیامد در آن شرکت کنم. در این بازی هر کسی می‌تواند به دو سوال پاسخ دهد. اول، حالا که به استقبال ۹۳ می‌رود چه تجربیاتی را در کوله پشتی سال ۹۲‌ش می‌گذارد. دوم هم در مورد رویاها و آرزوهایمان برای سال ۹۳ است. یعنی میخواهیم در انتهای ۹۳ چه چیزهایی در کوله پشتی مان داشته باشیم. خب برویم سراغ بازی!

Backpacks-Richard-Barnes-1024x594

۹۲، چه کاشتم و چه برداشتم؟

سال ۹۲ بی شک سالی پربار و خاطره انگیز برای من است. واقعیتش ابتدای سال، دل و دمار خوشی نداشتم و فکر میکردم مانند سال پیش مسیر جدیدی در زندگی حرفه‌ای و شخصی‌ام باز نخواهد شد. هیچ هدفی نداشتم و هیچ نقطه‌ای را برای تلاش و رسیدن به آن علامت نزده بودم. به هر حال دو ماهٔ از سال نو گذشت تا اینکه پیشنهاد کار در یک شرکت خصوصی خوب و اسم و رسم دار، گرفتم. برای من که تا آن زمان آزادکاری جزء لاینفک زندگی‌ام شده بود، زندگی کارمندی می‌توانست تجربه‌ای رعب آور و عجیب بیاید. اما از تکرار خسته بودم و باید مسیری جدید را می‌آزمودم. پیشنهاد کار را قبول کردم و اکنون ۱۰ ماه است، حرفه‌ام را به سبکی جدید پیش می‌برم. گفتن از این ۱۰ ماه و تجربه‌هایش در مجال این نوشته نیست و شاید بعدها در موردش نوشتم. فقط بگویم که آزمودن مسیرهای جدید و دیدن شنیده‌ها از نزدیک، قطعاً در هدف گذاری آینده شما برای حرفه‌ای که در پیش گرفته اید موثر خواهد بود. سعی کنید مسیرهای جدید را (در صورتی که راه برگشت کم دردسر داشتند) با چشمی باز و گوشی تیز بیازمایید و از تجربه هایش درس بگیرید.

در شرکت بعنوان «طراح وب و رابط کاربری» مشغول کار روی پروژه بازطراحی سایت و crm آن هستم. یکی از درس‌هایی که در سال ۹۲ گرفتم، حرکت در موقعیت‌های واقعی بود. شنیده‌اید که می‌گویند: اگر از تاریکی می‌ترسی خودت به محل تاریکی برو. واقعیت این است که ما آدم‌ها تا زمانی که در موقعیت‌های خطرناک و حساس و سخت گرفتار نشده و دست و پا نزده‌ایم هیچگاه موفق نخواهیم شد. حتماً همه نمونه‌ای از این واقعیت را درک کرده‌ایم. چه در کنکوری که هر کسی در زندگی‌اش حداقل یک بار امتحان میکند، چه در انجام اموری که به وی محول می‌شود. قریب به اتفاق انسان‌های موفق هم با پریدن وسط دریا و تلاش برای زنده ماندن، به ساحل موفقیت رسیده‌اند. یک سری بایدها را باید انجام داد! و همین بایدها هستند که باعث صعود ما به پله‌های بالاتر و رسیدن به هدف می‌شود. کار توام با یادگیری مستمر یکی دیگر از تجربه هایی است که از نزدیک، لمس و به قدرت آن ایمان آوردم. وقتی می‌گوییم «کار کار کار» تصور نشود که قرار است مثل یک حمال، سنگ‌ها را از این سو به آن سو برده و روزمان را شب کنیم. یک سری از حرفه‌ها نیازمند مراجعه مستمر به منابع و بروز بودن از بابت تکنولوژی‌های جدید هستند. خوشبختانه «طراحی و برنامه‌نویسی» از آن جمله است. در مدت اجرای پروژه در شرکت، نسبت به نیازهایم به منابع زیادی رجوع کرده‌ام و با مطالعه و تمرین و در نهایت پیاده سازی آن در یک کار واقعی، مهارتی جدید اندوختم. اگر می‌خواهید پروژه ای را قبول و کاری را بر عهده بگیرید، هیچ وقت روی مهارت‌های داشته‌تان حساب نکنید! وظیفه ای را بر عهده بگیرید که ۳۰-۴۰ درصد بالاتر از توان شماست. با این شیوه در موقعیت سخت قرار گرفته و برای رهایی از آن مجبور به تلاش و یادگیری مهارت‌های جدید خواهید بود. و یقیناً شیرینی که پس از انجام آن نصیب تان می‌شود را در بهترین جای کوله پشتی خواهید گذاشت!

سال ۹۲ یک رویداد خوب و پرانرژی را تجربه کردم و آن شرکت در استارت آپ ویکند تبریز بود. خوشبختانه با تلاش هم گروهی‌هایم در این رویداد اول شدیم و برایم تجربه‌ای شیرین بود. نمی‌خواهم مسائل پیرامون استارت آپ‌ها را مطرح کنم. فقط به این نکته اشاره می‌کنم که این رویداد و حواشی‌اش باعث شد تا یکی از ایده‌هایی که سال‌ها بود در سر داشتم بصورت استارت آپ‌ی تک نفره پیاده کنم و الان که ۴ ماه از فعالیت آن می‌گذرد به سوددهی برسانم. همه ما ایده‌هایی داریم اما کسی موفق خواهد بود که آنها را ترجیحاً برای بار اول و به بهترین شکل ممکن پیاده سازد. برخی استارت آپ‌ها نیازی به سرمایه چندانی ندارند و شاید با ماهی ۱۰۰-۲۰۰ هزار تومان بشود آن را اداره کرد. به نظر من چنین ایده‌هایی نباید در حد ایده بمانند و باید به نحوی عملی شوند. البته سنجش شرایط بازار و نیازها مساله مهمی است که باید قبل از سرمایه گذاری و اجرا بررسی شود. نکته مهم بعدی در طرح ایده‌ها این است که فکر نکنیم ما تنها کسی هستیم که این ایده به ذهنش رسیده است. شاید در ۹۰ درصد موارد ایده هایی که گمان میکنیم همچون یک لامپ بالای سرمان روشن شده قبلاً بالای سر افراد دیگر بوده! قبل از اجرای ایده و حتی قبل از پرورش آن، به کمک حضرت گوگل ایده‌ای که در سر دارید را،جستجو کنید. اگر ایده تان واقعاً ناب است که تبریک میگویم. پرورش اش دهید و سریعاً پیاده اش کنید. اگر هم تکراری است می‌توانید از تجارب قبلی‌ها استفاده کنید. به هر حال ضرر نخواهید کرد.

بهترین تجربه سال ۹۲ بطور حتم تشکیل خانواده و پایان دادن به دوران مجردی بود. (مدیون هستید اگر فکر کنید بخاطر این میگویم که همسر گرامی این مطلب را خواهد دید!) وقتی میگویم بهترین تجربه اغراق نیست. شروع زندگی متاهلی برای هر کسی می‌تواند یک کابوس باشد. واقعیت این است که در ایران امروز تشکیل خانواده یک دغدغه بزرگ و کاری عظیم است! فارغ از پیش نیازهای فکری و دیدمان به زندگی متاهلی و هدفمان از آن، پیش نیازهای مالی کمر آن را خم می‌کند! خب من هم مثل همه دم بخت‌های در آستانه ورود به ترشیدگی! باید برای این امر بزرگ تصمیمی بزرگ می‌گرفتم. برای ورود به این تصمیم لازم است برخی داشته‌های فکری‌مان را دگرگون کنیم! مثلاً اینکه «با این پولی که داری نمی‌توانی زن بگیری!» یا «دختر خوب گیر نمیاد!» و…  تا وقتی تابوهای فکری مان را نشکنیم و نگرش و بینش جدیدی وارد مغزمان نکنیم، کاری از پیش نخواهیم برد. بینش آدمی نیز باید همیشه در رشد و تعالی باشد. اما چگونه؟ خب در مساله ازدواج راه حل ساده است. اول اراده! دوم تحقیق! سوم ارفاق! چهارم اعتماد! قصد کاری را داشتن خوب است اما تا وقتی به اراده تبدیل نشود ارزشی ندارد. حالا که اراده کردیم باید تحقیق کنیم. بی گدار به آب زدن در تصمیمات حساس زندگی مساوی است با ترسی همیشگی برای قصد کاری را کردن و نتیجه‌اش سکون و تباهی است. جستجو و تحقیق همراه با استفاده از تجارت و عبرت از گذشتگان ترکیب خوبی است. آدمی هیچ گاه به ایده آل‌ش نمی‌رسد از این رو باید برای کسب بهترین نتیجه از برخی چیزها چشم پوشی کند. ارفاق و گذشت چیز خوبی است بخصوص در زندگی مشترک. اگر هر دو طرف در شرایط کنونی جامعه گذشت نکنند و به دنبال ایده آل‌ها و عالی‌ترین ها باشند به نظرتان چه بر سرشان خواهد آمد؟ بعد از همه اینها اعتماد به کاری که میکنیم و مسیری که می‌رویم و هدفی که داریم مهم است. اعتماد شرط لازم برای ادامه حرکت است و اگر خدشه دار شود پس رفتی جبران نشدنی دارد. مخلص کلام اینکه ازدواج تجربه شیرین و آغاز فصلی نو در زندگی‌ام بوده. و مطمئن هستم محرکی عالی برای رسیدن به آرزوهای سال ۹۳ ام خواهد بود.

سال ۹۳ و هدف‌هایم

امیر مهرانی از رویا سخن گفته است اما فکر میکنم رویا چیزی است که نمی‌توان به آن رسید. بیشتر دوست دارم به آرزوهایم که باعث هدف گذاری‌ام می‌شود فکر کنم. هدفی که در سال ۹۳ دارم رسیدن به یک کسب و کار دائمی و موفق است. مسلماً کارمندی، در رشته کاری من مساوی است با درجا زدن و مرگ تدریجی، اما آزادکاری بهتر است. به نظرم اینکه یک آزادکار تا آخر عمر بصورت پروژه ای کار کند و دائماً با افراد مختلف سروکله بزند، چیز خوبی نیست و یا حداقل برای آینده‌ای که به شخصه در سر دارم، نیست. معتقدم آزادکاری موفق است که بتواند بعد از مدتی با راه اندازی یک یا چند کسب و کار دائمی برای خود بتواند نیازهای مالی و حرفه اش را تامین کند. (البته تمرکز روی یک کار قوی بهتر از چند کار ضعیف است) من این را در مقیاس کوچکی تجربه کردم و نتیجه خوب بود. بنابراین بزرگ‌ترین آرزو و هدفم برای سال ۹۳ راه اندازی کسب و کار شخصی‌ام با درآمدی کافی است که برای رسیدن به آن تلاش خواهم کرد. خب وقتی درآمد کافی داشته باشی می‌توانی به خواسته‌های مالی‌ات هم برسی. با شرط اینکه فراغتی هم برای استفاده از آنها داشته باشی!

*مطلب طولانی شد و خسته کننده. ممنون از امیر مهرانی عزیز که بهانه ای داد برای تلنگر زدن به خود و آرزوهایم.

8 نظر من و کوله پشتی برای ۹۳

  1. امیرحسین قاضی طباطبائی

    نوشته ی خوبی بود و امیدوارکننده…
    با این جمله که میگی: “لازم است برخی داشته‌های فکری‌مان را دگرگون کنیم” کاملا موافقم.
    در مورد ایده های ذهنی هم به نظرم بعد از ارزیابی ایده فقط باید اجراش کرد. بقول دوستان استارتاپی و آرش میلانی عزیز، اجرا اجرا اجرا…
    امیدوارم و مطمئنم سال ۹۳ برات بهتر از سال قبل خواهد بود.
    موفق باشی 🙂

    پاسخ
  2. aunique

    وای که چقد فکر کردی برا این پست ؛ جمع و جور کردن داشته های ذهنی یه سال تو یه پست کار سختیه 😉
    زندگی کارمندی خوبه، برا کسایی که ترجیح میدن تو یه حاشیه امن زندگی کنند ،‌من به شخصه ریسک کردن رو به سکون و یه جا موندن ترجیح میدم ؛
    آدمی در ماندن می پوسد…
    امیدوارم موفق و شـــــاد باشی همیشه …

    پاسخ
  3. بازخورد: بازی وبلاگی کوله‌پشتی برای سال 93 | The Coach

  4. بازخورد: کوله‌پشتی‌های منتشر شده | The Coach

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *